چه سخت است در جمع بودن،
ولی در گوشه ای تنها نشستن،
به چشم دیگران چون کوه بودن،
ولی در خود به آرامی شکستن
برای ظهور آقا امام زمان(عج) صلوات
عشق خداخدا ، عشق ، دریا ، زیبایی |
اینجا زمین است.....
اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است!
اینجا گم که مى شوى
به جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت می کنند
چه سخت است در جمع بودن، [ دوشنبه 1391/01/28 ] [ 11:21 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
]
توجه...! !!!!!!!!!! !...ضمن سلام ، خوش آمد گویی و احترام این وبلاگ طرفدار منطق و عدالت الهی ، نبوی ، علوی و ولایی می باشد ارائه هرگونه نظر در این وبلاگ آزاد است با عرض پوزش از برخی دوستان و بازدید کنندگانی که احتمالاً به دلایلی نظراتشان تایید نشود !!!!!!!!!! موضوعات این وبلاگ صرفاً بیشتر جنبه شخصی دارد و پرهیز از هر گونه مسائل ضداخلاقی ، سیاسی و موارد مشابه دارد متشکرم وبلاگهای دیگرمن: فقط همینو بدونین فعلاً http://eshghsoozan.mihanblog.com/
[ شنبه 1390/08/28 ] [ 12:8 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] مادر...
مادر ای والاترین رویا ی عشق مادر ای دلوا پس فردای عشق مادر ای غمخوار بی همتا ی من اولین و آخرین معنای عشق زندگی بی تو سراسر محنت است زیر پای توست تنها جای عشق مادر ای چشم و چراغ زندگی قلب رنجور تو شد دریای زندگی تکیه گا ه خستگی ها یم توئی ما در ای تنها نرین ما وای عشق یاد تو آرام می سا زد مرا از تو آهنگی گرفته نا ی عشق صوت لالائی تو اعجا ز کرد مادر ای " پیغمبر زیبای عشق " ماه من پشت و پنا ه من توئی جان من ای گوهر یکتا ی عشق دوستت دارم تو را دیوانه وار از تو احیاء شد چنین دنیا ی عشق ای انیس لحظه های بی کسی در دلم برپا شده غوغای عشق تشنه آغوش گرم تومنم من که مجنونم توئی لیلای عشق
[ چهارشنبه 1391/02/20 ] [ 19:27 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] دکتر شریعتی
سخت است حرفت را نفهمند، سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند، حالا میفهمم،... که خدا چه زجری میکشد وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ، اشتباهی هم فهمیده اند. “دکتر علی شریعتی”
[ شنبه 1390/10/03 ] [ 10:1 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] زمستان
![]() تو گوگل بنویسید let it snow مانیتورتون بخار میگیره. بعد با موس بخار مونیتر رو پاک کنید
[ جمعه 1390/10/02 ] [ 20:29 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] همیشه باید کسی باشد...
هَـمیشه بـآید کَسـی باشد کـــہ معنی سه نقطههاے انتهاے جملههایَتـــ را بفهمد هَـمیشه بـآید کسـی باشد تا بُغضهایتــ را قبل از لرزیدن چـآنهات بفهمد بـآید کسی باشد کـــہ وقتی صدایَتــ لرزید بفهمد کـــہ اگر سکوتـــ کردے، بفهمد کسی بـآشد کـــہ اگر بهانهگیـر شدے بفهمد کسی بـآشد کـــہ اگر سردرد را بهـآنه آوردے برای رفتـن و نبودن بفهمد به توجّهش احتیآج دارے بفهمد کـــہ درد دارے کـــہ زندگی درد دارد بفهمد کـــہ دلت برای چیزهاے کوچکش تنگــ شده استــ
[ چهارشنبه 1390/09/30 ] [ 19:50 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] شب یلدا
محفل آریائی تان طلائی دلهایتان دریائی شادیهایتان یلدائی پیشاپیش مبارک باد این شب اهورائی . . . یلدا مبارک دوستان :) [ سه شنبه 1390/09/29 ] [ 22:22 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] شب یلدایی من...
بیا ماه من و یلدای من باش شب بارانیه دی ماه من باش بیا زیباترین مجنون این شب یه عمری با من و لیلای من باش
[ سه شنبه 1390/09/29 ] [ 10:15 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] یلدا
'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´) «`'•.¸. ¤.¸.•'´» (¸.•'´(¸.•'´ `'•.¸)`' •.¸) ¸.•´ ( `•.¸ پـــایـــیـــز خداحافظ `•.¸ ) ¸.•) پــــیشــــاپــیـــــــــش (.• *´¨) ¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨) (¸.•´ (¸.•` * (`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´) ******************** ******/\****/\****/\****** ******\/****\/****\/****** ******||****||****||****** ******||****||****||****** ***(-------------------------)**** ***(---- یـلدات ---------)**** ***(-----مــبــارک ---------)*
[ سه شنبه 1390/09/29 ] [ 9:56 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
اشکهای گرم ما و آه های سرد ما کس نداند کز کجا آید مگر هم درد ما عاقلان را کی خبر باشد زحال عاشقان کی شناسد درد ما جز آنکه باشد مرد ما خام بیدردی چه داند اشک گرم و آه سرد دردمند پختهٔ باید شناسد درد ما شهسوار عرصهٔ عشقیم گردون زیر ران بستهٔ این چار ارکان کی رسد در گرد ما شد گواه عقل عاقل گونه های سرخ او شاهدان عشق ما این گونه های زرد ما
[ دوشنبه 1390/09/28 ] [ 11:3 ] [ مهدی آرامش ]
[
] حرف ها دارم اما ... بزنم یا نزنم ؟
حرف ها دارم اما ... بزنم یا نزنم ؟ با تو ام ! با تو ! خدایا! بزنم یا نزنم ؟ همه ی حرف دلم با تو همین است که « دوست ... » چه کنم ؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم ؟ عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم ؟ گفته بودم که به دریا نزنم دل اما کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم ؟ از ازل تا به ابد پرسش آدم این است : دست بر میوه ی حوا بزنم یا نزنم ؟ به گناهی که تماشای گل روی تو بود خار در چشم تمنا بزنم یا نزنم ؟ قیصر امین پور
[ دوشنبه 1390/09/28 ] [ 10:57 ] [ مهدی آرامش ]
[
] تقدیم به آقا باقر و همه دوستان و بازدیدکنندگان
ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست و آنچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست زندگی خوشتر بود در پردهٔ وهم و خیال صبح روشن را صفای سایه مهتاب نیست شب ز آه آتشین یک دم نیاسایم چو شمع در میان آتش سوزنده جای خواب نیست مردم چشمم فروماندهست در دریای اشک مور را پای رهایی از دل گرداب نیست [ دوشنبه 1390/09/28 ] [ 10:49 ] [ مهدی آرامش ]
[
] اینو کپی کنید تو قسمت سرچر گوگل و کلید sqrt(cos(x))*cos(200x)+sqrt(abs(x))-0.7)*(4-x*x)^0.01, sqrt(9-x^2), -sqrt(9-x^2) from -4.5 to 4.5 گناه من نیست اگر بعد از "تو" "او" امد تقصیر قوانین دستوری است. ![]()
[ شنبه 1390/09/26 ] [ 22:11 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] 1)شما اکنون در حال خواندن این متن هستید
2)شما متوجه شدید که این چه حقیقت مسخره ای بود! 4) شما دقت نکردید که من شماره ی 3 را رد کردم! 5) شما هم اکنون چک می کنید که آیا واقعاً 3 را رد کردید! 6) شما دارید می خندید 7)شما هم چنان در حال خواندن این نوشته هستید 9) شما باز هم دقت نکردید که من هشت را رد کردم 10)شما دارید چک می کنید و از برای اینکه دوباره این اشتباه را تکرار کردید می خندید.
[ دوشنبه 1390/09/21 ] [ 0:8 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] هزاران بار در حریق چشمانت سوختم ای ماندنی ترین نگاه هزاران بار در طوفان نیستیت گم شدم ای ماندنی ترین هستی
[ جمعه 1390/09/11 ] [ 9:48 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] قطره بارانم
سـکـوتــم از رضـایت نیســت دلــم اهــل شــکایت نیســت
هزار شاکی خودش داره خودش گیره گرفتاره
همون بهتر که ساکت باشه این دل جدا از این ضوابط باشه این دل
از این بدتر نشه رسوایی ما که تنها تر نشه تنهایی ما
که کار ما گذشته از شکایت هنوز هم پایبندیم در رفاقت
می ریزه توخودش دل غصه هاشو آخه هیچ کس نمی خواد قصه هاشو
[ جمعه 1390/09/11 ] [ 9:42 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] محرم
سلام من به محرم, محرم گل زهرا به لطمه های ملائک, به ماتم گل زهرا . . . //////// السلام علیک یا أباعبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین وعلى علی بن الحسین وعلى أولاد الحسین وعلى أصحاب الحسین
[ دوشنبه 1390/09/07 ] [ 9:53 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] انتظار فرج
چه جمعه ها که يک به يک غروب شد نيامدی ... چه بغضها که در گلو رسوب شد نيامدی ... خليل آتشين سخن ؛ تبر به دوش بت شکن ... خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدی ... برای ما که خسته ايم نه ؛ ولی ... برای عده ای چه خوب شد نيامدی .... تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام ... دوباره صبح؛ ظهر؛ نه غروب شد نيامدی... • در انتظار ديدنت همه دلها بيقرارند ... ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار... • سر راهت در انتظارم ... برده هجرت صبر و قرارم ... جز ظهورت ای گل زهرا ... به خدا حاجتی ندارم... • کجایى اى همیشه پیدا از پس ابرهاى غیبت؟ • به خدا سوگند دنیا را آذین می بندیم اگر لحضه آمدنت را بدانیم... • ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد سوگند به هر چهارده آیه نور سوگند به زخم های سرشار غرور آخر شب سرد ما سحر می گردد مهدی به میان شیعه برمی گردد
[ پنجشنبه 1390/09/03 ] [ 23:40 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] نگاه غمگین
ببین غمگین، ببین دلتنگ دیدارم... ببین خوابم نمی آید، بیدارم... نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو: تورا بیش از همه کس دوست میدارم *************** نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من که اورا دوست میدارم ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمیخواهد به برگ گل نوشتم من که اورا دوست میدارم ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا اورا بخنداند *************** سر بروی شانه های مهربانت میگذارم عقده ی دل میگشایم گریه ی بی اختیارم از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
[ دوشنبه 1390/08/30 ] [ 18:57 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] کاش کودک بودم...
کاش ... کاش همان کودکی بودم که حرفهایش را از نگاهش میتوان خواند ... اما اکنون اگر فریاد هم بزنم کسی نمی شنود دلخوش کرده ام که سکوت کرده ام ... سکوت پر بهتر از فریاد توخالیست !!! دنیا راببین ... بچه بودیم از آسمان باران می آمد ، بزرگ شده ام از چشمهایمان می آید ... بچه بودیم درد دل را با هزار ناله می گفتیم ، همه می فهمیدند ... بزرگ شده ایم ، درد دل را به صد زبان می گوییم ، اما هیچ کسی نمی فهمد ...
[ یکشنبه 1390/08/29 ] [ 13:47 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] جملات کوتاه از دکتر شریعتی
تنها اتاقی همیشه مرتبه و همه چیز سر جاش میمونه، که توش زندگی نکنی اگه زندگیت گاهی آشفته میشه و هیچی سر جاش نیست، بدون هنوز زندهای! حاصل عشق مترسک به کلاغ، مرگ یک مزرعه بود! آسمان فرصت پرواز بلندي است. قصه اين است چه اندازه کبوتر باشي! گفتم: ای جنگل پیر تازگیها چه خبر؟ پوزخندی زد و گفت: هیچ، کابوس تبر! گفت: چند سال داری؟ گفتم: روزهای تکراری زندگیم را که خط بزنم، کودکی چند سالهام! گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، دیگر نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد ماند! شرط دل دادن دل گرفتن است، وگرنه یکی بی دل میشود و دیگری دو دل! پروانه گاهی فراموش میکند که زمانی کرم بوده است و کرم نمیداند که روزی به پروانهای زیبا بدل خواهد شد... روزانه هزاران انسان به دنیا میآیند... اما انسانیت در حال انقراض است! وقتی آدما میگن بارون رو دوست داریم ولی تا بارون میاد چتربازمیکنن... وقتی میگن پرنده رو دوست داریم ولی تو قفس نگهش میدارن... باید از دوست داشتن آدما ترسید! اگر کاسبی نیست که دوست بفروشد ... در عوض آنقدر دوستان کاسب هستند که تو را به پشیزی بفروشند! علم فيزيک دروغ ميگويد! براي ديدن نياز به نور نيست، فقط دليل لازم است! پرواز كن آنگونه كه ميخواهي و گرنه پروازت مي دهند آنگونه كه ميخواهند [ دوشنبه 1390/08/23 ] [ 14:5 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] مناجات دکتر شریعتی
و می دانم ای خدا ، می دانم که برای عشق زیستن و برای زیبائی و خیر ، مطلق
بودن ، چگونه آدمی را به مطلق می برد، چگونه اخلاص این وجود نسبی را ، این
موجود حقیری را که مجموعه ای از احتیاج هاست و ضعف ها و انتظار ها ، “مطلق
“می کند!
در برابر بیشمار جاذبه ها و دعوت ها و ضرر ها و خطر ها و ترس ها و وسوسه ها
و توسل ها و تقرب ها و تکیه گاه ها و امید ها و توفیق ها و شکست ها و شادی
ها و غمهای همه حقیر – که پیرامون وجود ما را احاطه کرده اند و دمادم ما
را بر خود می لرزانند ، و همچون انبوهی از گرگ ها و روبا ه ها و کرکس ها
و...
[ دوشنبه 1390/08/23 ] [ 14:1 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] عشق + عشق
من تو را دوست دارم.. دیگری تو را دوست دارد.. دیگری دیگری را دوست دارد.. و این چنین است که ما تنهاییم.. · وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است · دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند · اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است · اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است · وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم [ یکشنبه 1390/08/22 ] [ 11:14 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] باز هم عشق...
کجا بــودي وقتي برات شکستـم يخ زده بود شـاخه گُل تو دستـــم کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات شبا نشستم به هواي چشمـــات کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم هــر چــي که باورت نميشه ديـدم کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت خون جاي گريه از چشام ميـريخت کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد امــا به خـاطر چشات قسم خـورد کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم سوختم و از غمت خاکستر شدم
[ یکشنبه 1390/08/15 ] [ 11:51 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] خدایا به اشرف مخلوقاتت بگو:
ای کسانی که ایمان آورده اید آیا نزد تو برابرند ؟ آنان که با تیغ، ریش می زنند، با آنان که با ریش، تیغ می زنند ؟؟؟
[ یکشنبه 1390/07/24 ] [ 7:28 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] به یاد داری؟
به یاد داری؟ به ياد داری، زمانی که می رفتی باران می باريد؟!... به سويت دويدم تا راه رفتن را بر تو بربندم. در نگاهت چشم دوختم و التماس ماندن کردم. به ياد داری گفتم اگر تو بروی... اگر از من خيال برگيری، اگرمن را به تقدير بسپاری،... بال پروازم خواهد شکست؟!... اشک هايم را به ياد داری؟... شکستنم را به ياد داری؟... و تو... به ياد داری گفتی در باران هم باز می گردی؟ ……………. اينجا باران می بارد. و من نگاه به همان راه دوخته ام. ای کاش می آمدی... ای کاش..
[ جمعه 1390/07/15 ] [ 10:2 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] دنیای عاشقان
عشق او باز اندر آوردم به بند کوشش بسیار نامد سودمند عشق دریایی کرانه ناپدید عشق را خواهی که تا پایان بری زشت باید دید و انگارید خوب توسنی کردم ندانستم همی
[ پنجشنبه 1390/07/14 ] [ 11:50 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] وقتی دلت شکست…
http://www.pix2pix.org/my_unzip/12413326024.jpg وقتی دلت شکست… تنها و بی هدف شب پرسه میزنی از هر کدوم طرف روزای خوبتو انکار میکنی این واقعیتو تکرار میکنی اطرافیانتو از دست میدیو افسرده میشیو از دست میریو دور خودت هممممش دیوار میکشی افسوس میخوری سیگار میکشی تن خسته ای ولی خوابت نمیبررره این حس لعنتی از مرگ بدترره دل میکنی از این دل میبری از اون یک اتفاق تلخ افتاده بینتون میبرری از همه از هر کسی که هست این حال و روزته … وقتی دلت شکست [ دوشنبه 1378/10/11 ] [ 0:0 ] [ محمد باقر طاهری ]
[
] |
|